
ن : آریا

ت : چهار شنبه 19 تير 1392

ز : 15:31
|
+
از فاصله ای می گفتیم که میانمان است
و مردمی که پشت دیواری از خیال پنهان می گردند
نگاهشان به حقیقت بیگانه است
بسیار دیر خواهد بود
آن گاه که زندگی را ترک گویند
از عشقی می گفتیم که می توانستیم سهیم گردیم
آن گاه که می یابیمش
تمام تلاشمان را می کنیم تا همانجا متوقفش کنیم
با عشقمان می توانستیم دنیا را حفظ کنیم·
بکوش تا دریابی که تمامش درون توست
کس دیگری یارای تغیرت نیست
و بنگری که بسیار ناچیزی
و هستی درون تو وبدون تو جاریست
از عشقی می گفتیم که به سردی می گرایید
واز مردمانی که تنها از دنیا بهره می برند
و روحشان را می بازند
آیا تو از آنانی
آنگاه که به آنسوی خود نگاه بکنی
ممکن است انتظار بکشی
وآن زمان فرا می رسدوقتی دریابی
همگی یکی هستیم
وهستی درون تو و بدون تو جاریست...
جرج هریسون
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
شعر،
،